چند روزی هست که شهر فرنگ شمع ۲ سالگی اش را فوت کرده و وارد ۳ سالگی شده و چه کودک پر شوری بود...

قصه شهر فرنگ از اونجایی شروع شد که بحثی مفصل در وبلاگ "دکتر یاسمن فرزان"شکل گرفت و همین تلنگر کافی بود تاپرده از یک ایده قدیمی و غبار گرفته که در کنج ذهنمان جا خوش کرده بود برداشته شود.

قرار بر این شد که هر سه دریچه شهر فرنگ مختص تهران گردی هایمان باشد.اما بعدها دریچه اول به تهران گردی .دریچه دوم به گاه نوشت و دریچه سوم به "بدون شرح " و "اینجا ایران است " و "فرهنگ ایرانی"و...اختصاص یافت.

شهر فرنگ دریچه خوبی بود .دوستان جدیدی پیدا کردیم هر چند مجازی و از نوشته ها و تجاربشان استفاده کردیم.

داشتم فک می کردم اگه به قول دوستی خواهان تعارف مطلبی باشیم:

به طور مشترک باغ مزه هنر ایرانی  و به طور خاص من ارامگاه ظهیرالدوله رو پیشنهاد میکنم.

و اگر بنا به تعارف کافه ای  باشد....کافه نادری و کافه کتاب

واگر وعده غذایی پیش رو دارید فلافلی سلف سرویس بازار تجریش رو پیشنهاد می کنم.اسمش یادم نیست متاسفانه...

واگر در پی کافی نتی هستید "کافی نت رسام "واقع در ۴راه ولیعصر

واگر جویای نیمکتی برای رفع خستگی هستید صندلی های سنگی و گرد تئاتر شهر برای مدتی کوتاه پذیرای شما خواهد بود.

 باران پست "دربند "و "سورژرایز یا شگفتانه "رو دوست می دارد.اما اگه از من بپرسین میگم همه پست ها مثل بچه های ما میمونن .(منیره در ژست هنری)یا میگم ۵ تا انگشت مثل همه هر کدوم  که ببری خون میاد(منیره در ژست مامان گونه)

این عکسم بی ربطه اما پر از خاطره خوب برای ماست.