کافه نادری
شعر خوانی و بحث در مورد مسائل سیاسی و اجتماعی در این کافه مرسوم بوده است.پشت کافه به حیاط زیبایی منتهی میشودکه در همان زمان محل رقص و پای کوبی های شبانه بوده است.
از تاریخش که بگذریم الان این کافه را باید ازمیان صرافی های خیابان جمهوری (نادری سابق )و تابلوی شکسته ی نادری را به زحمت ازمیان درختان بلند این خیابان دید.
از درش که وارد شوی گارسن های زرشکی پوشش که همگی سنی میان پنجاه تا شصت سال را دارند به استقبالت می ایند و به رسم احترام راهنماییت میکنند تا میز مناسبی برای نشستنت انتخاب کنی و از میان قهوه ترک وقهوه اسپرسو و کافه گلاسه و چای وکیک وآب پرتغال و مائ الشعیر و...نوشیدنیتان راانتخاب کنید.
پرده های زرشکی کافه ولوسرهایی که اگرتمام لاله زار را زیر پایت بگذاری شاید مشابهش را هم پیدانکنی وصندلی هایی که با هرتکانت صدای جیر جیرشان رامیشنوی همگی از ویژگی های این کافه است.
در این کافه دیگر شعر خوانی و بحث از هر جنسش برپانیست ومشتریان همیشگی کافه روزنامه به دست برای نوشیدن قهو ه معمولا به کافه می آیند.در باغ هم تنها برای استفاده از سرویس های بهداشتی باز است.
در پشت کافه رستوران نادری است که در لیست غذاهایش تنهاغذاهای شرقی که به چشم میخورد زرشک پلو با مرغ و جوجه بدون استخوان است و باقی غذاها فرنگی است.
البته قیمت های رستوران در مقایسه با قیمت های کافه تفاوت قابل ملاحظه ای دارند.




