4 سالگی....
شهر فرنگ 4 ساله شد...
اوایل هدف معرفی تهران بود.بعدها از هدفمون دور شدیم...درواقع شهرفرنگ برای من از ابتدامعنای دیگری داشت...
ثبت لحظه لحظه دوستیمان برای دوران پیری...وقتی یه روز سرد وبرفی زمستون من و دوست جونی احتمالا پای لب تاب من نشستیم و یه فنجون که نه ، یه لیوان چای داغ دست هرکدوممونه واز بحث پیرامون مسایل فیزیک فارغ اومدیم با ورق زدن این صفحه مجازی ،طراوت و شادابی جوانی سراغمان بیاید.درست مثل همون روز سرد و برفی دانشگاه که برف از شاخه درخت لیز خورد و افتاد توی لیوان چای من و تحلیل های فیزیکی ما شروع شد.حتی جای استاد عزیزمون هم تحلیلی انجام دادیم...
انقد شادابی ان دوران سراغمان بیاید که چترهای نداشته مان را برداریم و من احتمالا عصای چوب گردویم و عینک کاچویی ام را بردارم و صندلی تاشویی که باران می اورد تا من هرجا خسته شدم رویش بنشینم.مثل مترو و اتوبوس که اگر جایی خالی باشد من مینشینم ..راه بیفتیم و مثل قدیم ها در برف قدم بزنیم و من مثل قدیم ها با شور و هیجان مطلبی را برای دوست جونی تعریف کنم.البته امیدوارم تا اون موقع هیجان خرید و توجه به مغازه ها از سرش افتاده باشه....

این داستان ادامه دارد...لطفا ادامه مطلب :)
اوایل هدف معرفی تهران بود.بعدها از هدفمون دور شدیم...درواقع شهرفرنگ برای من از ابتدامعنای دیگری داشت...
ثبت لحظه لحظه دوستیمان برای دوران پیری...وقتی یه روز سرد وبرفی زمستون من و دوست جونی احتمالا پای لب تاب من نشستیم و یه فنجون که نه ، یه لیوان چای داغ دست هرکدوممونه واز بحث پیرامون مسایل فیزیک فارغ اومدیم با ورق زدن این صفحه مجازی ،طراوت و شادابی جوانی سراغمان بیاید.درست مثل همون روز سرد و برفی دانشگاه که برف از شاخه درخت لیز خورد و افتاد توی لیوان چای من و تحلیل های فیزیکی ما شروع شد.حتی جای استاد عزیزمون هم تحلیلی انجام دادیم...
انقد شادابی ان دوران سراغمان بیاید که چترهای نداشته مان را برداریم و من احتمالا عصای چوب گردویم و عینک کاچویی ام را بردارم و صندلی تاشویی که باران می اورد تا من هرجا خسته شدم رویش بنشینم.مثل مترو و اتوبوس که اگر جایی خالی باشد من مینشینم ..راه بیفتیم و مثل قدیم ها در برف قدم بزنیم و من مثل قدیم ها با شور و هیجان مطلبی را برای دوست جونی تعریف کنم.البته امیدوارم تا اون موقع هیجان خرید و توجه به مغازه ها از سرش افتاده باشه....

این داستان ادامه دارد...لطفا ادامه مطلب :)
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۳ ساعت 19:50 توسط منیره
|