8 تیر ماه 92

ساعت 11:30

کافه کتاب......

سفارش چای مخصوص دادیم.مرد کافه چی متوحه برنامه مان شد و برگ های بهار نارنج را به طور ویژه چاشنی چای مان کرد.مخلفات دیگر را نیز برایمان اورد.

تولد من بود و باران عزیزم جشنی 2 نفره ترتیب داده بود.به پاس تشکر از مرد کافه چی قطعه ای از کیک را تقدیمش کردیم.




از سه ماه قبل باران امروز رو وعده گرفته بود تا جایی برنامه نذارم.بماند که پیچیدگی برنامه های این روزهام گند زد به همه نقشه های قشنگش که توی کافه به طور تئوری برام توضیح داد...اما تولدی بود که هرگز فراموش نخواهم کرد.

مرسی دوست جونی...